تبليغاتX
( انجمن فرهنگی و هنری ایران و فرانسه )
 
سرپرست انجمن دکتر روح الله عباسی و معاونت انجمن دکتر سعید اسحاقی
 
سیستم سرمایه داری  به ورشکستگی علاج ناپذیری دچار گردیده است.

اروپا تلاش میکند اتحادیه ای از برخی کشورهای اروپائی به وجود آورد. این اتحادیه می بایستی در  آینده

در مبارزه اقتصادی و نیز احتمالا سیاسی در راه نظامی، بتواند کنار امریکا باشد. در اجرای این سیاست  فرانسه

فعالیت زیادی دارد.

امریکا ، برای نجات خود از وضعی که دولت های گذشته برایش آفریده بودند، هم به اروپا نیازمند است و هم

درگیر در مناسبات اجباری خود با امریکاست.

نرمش چین ، در تلفیق جدید نظریات مارکسیستی  و مخصوصا اقتصادی، به این سیاست امریکا کمک کرده است.

مشکل فعلی جهان سرمایه داری،  در کنه قضیه ، عبارت میشود از عدم تطابق  تسهیم تولید ات صنعتی و کشاورزی

با معیاری،  که باید کشف گردد.

این معیار وسیله مارکس توضیح شده است ولی،  وارد ساختن و بهره برداری از آن کار ساده ای نیست.

یعنی جلو گیری استثمار فرد از فرد.

باز هم بهترین راه و متد تجزیه و تحلیل اقتصادی اجتماعی،   بوسیله کشف  کار ونیروی کار وماهیت تولید سرمایه داری

و جلوگیری از استثمار خلاق کالا و توزیع آن بالمناصفه بین سازنده و مصرف کننده.

یعنی پذیرش فرمول حقوقی   :

 

حق به حقدار رسیدن.

 

صورت علمی و عملی سیستم سرمایه داری همین است که در برابر دیدگان ما جلوه گراست.

ادعا ها و تلاشهای بزک پرستانه رهبران سرمایه داری از قبیل رهبران فعلی فرانسه  ذره ای از

مشکلات را حل نتوانند کرد. و در واقع چیزی همانند وسمه بر ابروی کور است. مسئله اساسی جبهه سرمایه داری

جهانی تأمین انرژی  است که فعلا تا چند دهسال استفاده از منابع نفت و گازی کلاسیک است.و همین  شرط

الزاما یکرشته سیاست هائی را مستلزم است که غالبا با جنگ و ستیز و تروریسم همراه است.

حکومت های واقعی حاکم فعلی  چنان تربیت و ساخته شده اند که بتوانند منافع  سرمایه داری را از خطر مرگ آن نجات دهند

در این راه کوتاهی نخواهند کرد.

کشورهای دارنده منابع زیر زمینی  یعنی نفت و گار ، و البته اورانیوم، غالبا ، و اکثرا  در قلمرو اعتقادا ت اسلام واقعند.

و درقرن گذشته همه و همیشه ، بدلایلی که باید تنویرشود ، در اسارت سرمایه داری های جهانی قرار گرفته بودند .

از چند ده سال پیش مردم روز بروز روشن تر شده و  به واقعیات  سیاسی و اقتصادی جهان پی بردند.و لنگان لنگان

خود را به راههای مبارزات سیاسی کشاندند.

در قرن گذشته  حوادثی پیش آمد که سیستم های موجود را  در  خطر اضمحلال قرارداد. شاید جنبش ملی شدن نفت

ایران یکی از اهم آنها بود. و پس از آن شاید نهضت ضد استعماری مذهبی بود که جهان اسلامی را تکان داد.

کشورهای سرمایه داری ، تا به امروز،  بر سرنوشت غیر سرمایه داران حکومت میکنند. و پس از عصر استعماری

حکام جهان سوم زیر نفوذ دولت های قوی و بزرگ سرمایه داری ، در کشور  خودشاهی میکردند.

و این شاهی  ها شدت و ضعف  هم داشتند . اصطلاحات پهلوی  و نیم پهلوی فاقد ریشه ساسیی استعماری نیستند.

در ایران چه بخواهیم و چه نخواهیم شاهی پیدا شد که توانست  درحدی در ایران خانه تکانی سیاسی کند.واورضاشاه بود.اولا شکی نیست که در آغاز قرن بیستم ، لازم بود در کشور های وابسته ، اتفاقاتی   بدان سان که،  در تغییرات حاصله ، منافع سرمایه داری جهانی و نیز،  در حدی،  منافع جهان سومی ها تأمین گردد.

با همه  ماجراهای درست ویا نادرست، درایرن در طول سلطنت رضاشاه گامهای بزرگی برای جلوگیری وترمیم عقب ماندگی به عمل آمد. ایران ، پس از حکومت مشروطه و مخصوصا در عصر رضاشاه ، پایش به دیدگاه فرهنگی وصنعتی و اجتماعی ، باز شد. منصفانه باید قضاوت کرد که، در جمع ، از نظر اقتصادی و اجتماعی پانزده سال حکومت رضا شاه

بیش از دوران شاهی فرزندش ، که دلش میخواست با همان هنجار و سرعت   و شتاب پدرش به شاهی ادامه دهد، پیشروی داشت.

بهمین ترتیب ، جنبش اسلامی ایران، در سرنوشت  نه تنها کشور های اسلامی بلکه سرنوشت سراسر جهان تأثیر فاحش داشت. که عواقب و نتایح و هم منافع و مضرات آن (بویژه،   برای سیستم سرمایه داری جهانی)، چشمگیر است.

سرمایه داران ، با استفاده از سازمان ملل،  که درواقع سازمان دفاع از منافع سرمایه داری جهانی بو د و هست، هرچه خواستند کردند. شما کافیست  جنگهای  چند ده سال اخیر را ملاحظه فرمائید. و به بینید چه ها که نشد.

امروز دکان دیگری افتتاح شده که حق سلاح اتمی را به هفت یا هشت کشور داده اند. و بقیه را از چنین حقی محروم  ساخته اند؟

اگر براستی  حقوق بشری وجود داشته باشد ، و اگر مردم حق داشته باشند برای خوددین و مذهبی داشته باشند، کدام دین یامذهب  ایجاد جنگهای خانمان سوز را مجاز میداند.  پیشوایان همه ی مذاهب  برای همیشه خواهان سعادت جامعه بشری بوده اند. ولی گروه هائی،  سود طلب وفاقد خصایص بشریت،  از ادیان سوء استفاه کرده و بنام دفاع از دستورات خدائی ، ملیون ها انسان بیگناه  را به زور و باظلم سوزاندند واز بین بردند. و به این کار همچنا ن ادامه میدهند.

همین امروزه  که همه ساستمداران  از صلح صحبت میکنند، رهبران کشورهای سرمایه داری،  و حتی چین و روسیه،  در باره بهتر ساختن سلاح جنگی برای آینده برنامه ریزی میکنند.

کار بجائی کشیده که اگر اسلحه ساخته نشودو جنگهای،  فعلا منطقه ایف  تعطیل شود کارگران صنایع نظامی یکی پس از دیگری بیکار خواهند شد. این چه آدمیتی است که بقای آن باید با جنگ تأمین گردد؟؟

جنگ زاده بد بختی و مولد بدبختی است. تا روزیکه سرباز خانه ها وجوددارند و کارخانه ها سلاح میسازند خطر جنگ همانند شمشیر دموکلس بالای سر انسانهاست.

این غربی های بی انصاف،  که وقیحانه ازحقوق بشر صحبت میکنند،  چرا اسلحه اتمی را برای خودشان حلال میدانند و برای دیگران حرام؟؟/!!چه کشوری برای نخستن بار سلاح اتمی را برای بیگناه کشی بکاربرد؟ و چه کسانی گاه و بیگاه

تهدید استعمال نیروی اتمی را بکار میبرند؟

چه نیروهائی سرزین های  مردم فلسطین را  اشغال میکنند و مردم بیگناه آنجا را میکشند؟ از روزی  که رئیس جمهوری با اشغال غیر قانونی سرزمین های اسلامی وفلسطین مخالفت نشان داد چه مشکلاتی را برای او و   چه هوچی بازی هائی  بر ضد او بر پا کردند. آیا رئیس جمهور ایران براستی حرفی بر ضد  حقوق بشر و نظم جهانی و سیستم سازمان ملل زده است؟   بیائید،  بالاغیرتا ،برای این پرسش ها پاسخ روشن و درست پیدا کنیم . حق با کیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:40  توسط اکافی  | 

مقام اقتصادی و سیاسی چین

 

 

 

 

تجزیه و تحلیل منطقی مارکسیستی،   نیروهای اقتصادی ، سیاسی  و نظامی درمواجهه  قدرتهای امپریالیستی  به هم وابستگی تام و گسترده دارند. .سراسرحوادث  تاریخ قرن گذشته،  این واقعیت را نشان میدهد. 

وقتی که یکی از قدرتها به طرح تسلیحات مجدد رو می آورد، این حادثه،  خود،

نوعی زدوخورد را درنیروی دراکه  انسان مجسم میکند. ولی این پدیده ،  در عین حال،  میتواند مطلعی  برای گفتگو و مذاکره باشد.و حتی اشاره ای به سازشی تلویحی علیه منافع قدرت های دیگر تلقی گردد. مسئله سلاح هسته ای و رقابت تسلیحاتی موشکها، در دوران واقع بین پس از جنگ وسالهای هزارو نهصدو هشتاد بود که اروپا را در تقسیم جهانی یالتا، میخکوب نمود .میدانیم که این استراتژی ، در عمل،  وسیله واشنگتن و مسکو، ترویج شد.

قراردادی اقتصادی یا هجومی از سرمایه میتوانند آسیبی علیه یک توافق در مورد مزایای متقابل و یا محدودیتی در تحدید منطقه نفوذ انحصاری باشد.حتی میتواند روی آ مدی باشد که منجر به خفقان متحد ضعیفتر،  گردد.

 مثلا سیاست اتازونی

« Lend      and     lease “

 

در زمان جنگ دوم جهانی که  محافظ بریتانیای بزرگ بود.

این برنامه پیش درآمدی بود که،  سر انجام،  به شکست لیره انگلیسی در برابر دلار امریکائی منتج گردید.

آری ، امپریالیسم «سیاستی» نیست که گزیده  شود یا طرد گردد، بلکه،  امپریالیسم مرحله ای است عینی از نظام جامعه سرمایه داری. هر جنبه ای از برخورد بین قدرتها«اقتصادی یا سیاسی یا دیپلوماسی و یا نظامی»، طبیعتا ، بعدی است ازتصادم مپریالیستی.

وطرحهای نظامی گرای چین «نخستین کشتی هوا پیمابرو طرح نیروی دریائی اقیانوس پیما،  بمنظور حفاظت راههای انرژتیک و بازرگانی»، نشاندهنده مکرر گفتگوها و ادعاهای «تصاعدصلح جویانه » امپریالیسم چینی است. بنا به گفته،  تایمز مالی، تلاش در ایجاد سازش با چین،  میتواند دو اثر داشته باشد :

 

یا  تلفیق و همسانی تراز بین قدرت ها ویا ( تراژدی جهانسوز).

 

در زمینه اقتصادی، بحران مالی،  به کفایت،  «تأثیرمسلم  نردبانی اینگونه زیرو رو شدن ها را به اثبات رسانده  است؛ ماجرا، در باره مطامع چین در پیش اندیشی قدرت سیاسی و نظامی صادق است.معذالک ، چنین ارزیابی میشود که اگر مسئله درست بررسی گردد «ملاحظه   خواند شد که  «نیازی نیست که انسان نویل چامبرلان نخست وزیر بریتانیائی در مسالمت با آلمان هیتلری باشد برای اینکه قبول کند که برای چین خیلی طبیعی است که در راه افزایش نیروی نظامی بمنظور همراهی با وضع اقتصادی متصاعد خو دپیگیر  باشد.

ژاپن،  نمونه روشنی است که  نشان میدهد:

 

حتی دولت های قدرتمند در زمینه اقتصادی،  بزحمت خواهند

 توانست بدون پیش طرحی معتبر نظامی ،ایجاد نفود کنند.

 

 

روزنامه تایمز مالی بدین ترتیب :  فکربازگیری مذاکره چین ـ امریکا و دخالت ژرفتر چین را در فعالیت های بین المللی و حفظ صلح و نیز دخالت در ابتکارات سیاسی در مناطق بحران زده تبیین میکند.

 

با تقلیل فاصله بین ایالات متحده و چین ، صعود قدرت نظامی چین غیر قابل احتراز است.به عقیده روزنامه انگلیسی در عوض «برخورد » غیر قابل احتراز است.

این مسئله خیلی نا راحتی زاست. و دراین مقام نه تنها بدان دلیل  که تایمز مالی، با اشاره افشا میکند که قدرت اقتصادی اجبارا نیاز طرح نظامی را ایجاب میکند، بلکه اعتقاد ایدئولوژیکی جهان فرائی صلح جویانه را مورد شک قرار میدهد. در مبحث «صعودچین»، متن اصلی و کلیدی ارگانیسم پترسن و

Csis

 

که بنا برآن استدلال خط

G2

بین واشنگتن و پکن ، خاطر نشان میشود که فقط امریکا، چین و اتحادیه اروپائی میتوانند مقام« ابرقدرتی اقتصادی»، در آینده ای قابل پیش بینی داشته باشند.

در مذاگرات مربوط به اقتصاد جهانی هند را کنار چین میگذارند، ولی فعلا« این دو کشور در مقام مقایسه» نیستند.

پیش از بحران ، نمو سالیانه بازرگانی چین ،به تنهائی، از سطح کل بازرگانی هند متجاوز بودودریافت چین در یک سال بیش ازدریافت هند در  شصت سال از تاریخ حصول استقلال بود.

ولی  ژاپن «تنها قدرت دیگر ادعا کننده کیفیت ابر قدرت اقتصادی »، بود

در طول سالهای

 

1980

، چنین بنظر می آمد که توکیو در خور آن باشد که این نقش را اکتساب کند ولی، سپس «بازرگانی و سایر معاملات با سایر کشورهای جهان نسبت به ثقل اقتصادی خود، بازار های مالی آن هرگز به حد  کافی آزاد نبوده اند که بتوانند به «ین» امکان دهندنقش یک انترناسیونال مهم را بازی کنندودر نتیجه،  اقتصاد آن درطول سالهای

1990

متلاشی گردید

و جمعیت فعلی آن رو به افول شد»

نتیجه این است که ژاپنن«فرصت خود را ازدست داده»، و نقش تسلط منطقه ای  خود را اباخته است ودر نیتجه و  بموازات آن «عدم امکان هرنوع رهبری جهانی».

فرد برگستن ،

Fred  Bergsten

 

مغز تاریخی موسسه پترسن

 

Peterson Institute

 

به طرح  یک« دوقطبی» رسیده  بودیعنی «یک گروه دو فردی»بین اتازونی و ژاپن ، با این هدف که ژاپن را از تولیدمنطقه  نفوذ، در مسابقه با امریکائی ها ،  منصرف سازد.

امروز در باره فرضیه یک

 G2

دو قطبی

 

جدید باپکن صحبت میشود، دقیقا بدان جهت که ژاپن در نقش منطقه ای خودشکست خورد.ولی

بنا برعقیده نویسندگان

تصاعد چین

 

China’s  Rise

 

 

بدان علت جهانی ساختن اقتصاد خود را باخت؛

و  بقول تایمز مالی بدان دلیل  که ژاپن در سطح سیاسی ـ نظامی ، عقب ماند.

 

این پرسش وقتی که موضوع در  کادر زمان طولانی تصادمات امپریالیستی پیرو جنگ دوم جهانی قرارگیرد،  روشنتر میشود.

 

در سال 1950،آلمان و ژاپن در ابتدا،  دو فاتح احتمالی برخورد پس از جنگ  بنظر می  آمدندسپس افول و . سپس در هم ریزی نظم دوقطبی بین امریکا و اتحاد شوروی آنها را بالقوه از موقعیتشان به عنوان «انباشته های  اقتصادی و غولهای سیاسی ، که در آن عصر رایج شده بود، رها کرد. ولی توکیو، برخلاف برلن، موفق نشد که قلمرو خود را که بدو امکان میداد، از نظر اهمیت و عمق استراتژیکی، بدان سان که آلمان در اتحادیه اروپا تحصیل کرد، کسب موفقیت کند.

آری ، چنین است علت اساسی نتیجه مسقوط  «صعود بطی» سیاسی سالهای 1980 که در

تصور

(یاسوهیرو ناکاسون )

Yasuhiro Nakasone

 

منقوش استد.

مسئله عبارت از این است که در  ، نظم حاصله ، تمام گزینش های قطعی امپریالیسم امریکا در آسیا ی بعد از جنگ ، می بایستی بدین هدف معطوف گردد.

 

 

در سالهای 1960 تا 1970،  دخالت در ویتنام هدفش این بود که مانع شود از این که قدرت صنعتی ژاپن جان گیرد ، وکه  نتواند،  با ظرفیت جمعیتیِ ی   چین همراه شده و بدین سان رفع بلای ممکن و احتمالی این« منطقه سعادت مضاعف آسیائی، که هدف ژاپن« طی جنگ پانزده ساله » سالهای 1930 تا  1945

بودگردد

در همین زمان ، آلیانس (اتحاد) اقتصادی ، سیاسی و نظامی بین واشنگتن و توکیو، در استراتژی نامتعادل و ذاتی ،شرایط خفقان خورشید طالع را برای امریکا مستقر میکرد.

 

در سال 1971، گشایش چین ، شاهکار استراتژیکی ریچارد نیکسون و هانری کیسینجر

 

در سطح جهانی نقش این سیاست مشکل تصادم اتازونی و اتحاد شوروی را ترمیم میکردو

 

در سطح  منطقه ای،  این گشایش شرایطی را برای پکن تأمین میکرد که تقویت شود وهم  موجب تعادل نفوذ توکیو گردد. هدفهای جنگ ویت نام به وسایلی دیگر تعقیب میشد.

در قرن حاضر توسعه چین،  طی  سی سال، موجب دگرگونی مناسبات چین و ژاپن

گردیده ولی،  در عین حال،  مناسبات نیروهای جهانی نیز دستخوش تغییراتی شده است.

نقش ویا حقه  با زی سیاسی امریکا عبارت است از:

 

با صعود چین همراهی چین در نمو و صعود

 

وایجاد موانع  دربرابرژاپن، ولی امروز درمواجهه با چین است که

محور اصلی منطقه آسیائی است.

 

در سطح مناسبات اقتصادی و مالی خط :

 

G2

 

اتازونی ـ چین

 

 میکوشد ضمن همراهی چین در صعود،  آن را،  به نحوی،  به مذاکرات با واشنگتن مهار کند.

در واقع، اشاره تایمز مالی به نویل چامبرلن جدی و معنی دار است، زیرا مسئله عبارت است از:

 

مفهوم حقیقی عبارت سیاست نرمش وصفا،

 

 که در آن واشنگتن، ضمن نزول، راهی را برمیگزیند که با صعودچین همساز باشد.

واشنگتن بیشتر جستجو ی یک نوع ، تأمین در مورد استراتژی و نظامی  و نیز در مورد سطح سیاست تعادل کلاسیک است:

جنگ در عراق به امریکا  امکان داد که مراقبت و کنترل مسیر انرژی خلیج فارسی را بدست آورد، و رابطه با هند که رو بتصاعد است نوعی وزنه متقابل و شاید نوعی تبدیل استرانژیکی است که نوعی «گروه دوقطبی »بین واشنگتن و دهلی جدید را می نمایاند.

 

در  روزنامه روزانه

«اندیان اکپرس بمبائی»

 

“ The Indian Express of Bombay”

 

 ، راجا موهان ، یکی از مغز های برجسته استراتژیک هند ، تسلح مجدد دریائی چین را  با  لحنی  شدیدتراز تایمز مالی لندن معرفی مینماید..به عقیده این روزنامه ، پکن درراه تحقق  پیشطراحی ساختن چهار،  تا شش هواپیما بر،  قرار دارد.

 

پس مسئله یک نشانه ساده سیاسی نیست بلکه ورود «یک قدرت جدید پرتوان بحریه است».

جنگ ویت نام، اتحادغیر متقارن با توکیو، گشایش بسوی چین، جنگ درعراق ، صلح وصفا درپکن، بازی تعادل با هند :طناب هادی مسیرطولانی سیاست امریکا در آسیا،  تلاش متحد ساختن تدریجی قدرتهای تازه برپا،  با سیستم بین المللی تضمین شده بوسیله  اتازونی، با متعادل ساختن بینا بینشان، درجریان زمان بمنظورجلوگیری از  تقاربشان، در یک منطقه انحصاری آسیائی.

 

بحران در چه نقطه ای ، با تنبیه عظیم سقوط

امریکا، در این گسترش استراتژیکی خواهد رسید؟

 

توافق سرمایه های آسیائی بین چین و ژاپن و کره جنوبی، عملی گردیده و 120میلیادردلار فراهم آمده، موید سرعت گرایش به منطقه ای ساختن آسیائی است.

 ویلیام پزک، مفسر گروه بلومبرگ،

 

 

The Sthndard de hong kong

 

خاطر نشان میکند که (بهنگام بحران 1997، ) که خزینه امریکا، که در آن

Larry Sumers & Timpthy Geithner

همکاری میکردندبا

Robert Rubin,

که جلوی تلاش ژاپن را ازساختن یک صندوق پولی آسیائی گرفت.

امروزه مسئله با سکوت تلقی میشود.

 

Summer & geitner

سکوت اختیار میکنند، زیرا «برای مواجهه و مخالفت،  ایالات متحده نمیتوانند کاری انجام دهند»

نخست وزیر

 

Nippon Taro Aso

در مصاحبه با

Handelsblatt

 

معتقد است که بحران، موجب تخریب مدل بیست ساله ای ی کشورهائی بود که  نماینده کشور های دارنده مازادمالی بوده و بودجه کشور هائی را  که کسر مازاد داشتندو زیر بار بدهی های سنگین بودند تأمین می نمودند ـ  بزبان دیگر هجوم سرمایه هائی که شیره مناسبات فیمابین آسیا ی تازه برخاسته و ایالات متحده امریکا بود، گردید.در مرحله سازمان یابی عام در جستجوی یک «تعادل جدید» ، نمو ژاپن میبایستی بر «نمو منطقه ای آسیا » متکی باشد ، و نه دیگر،  بر بازاد داخلی.

اگر، در شرایط فعلی، گزینش امریکااین است که نمو وصعودچین ممکن نیست مگر اینکه همراه باشد،

 

این خط ژ2

G2

 

 حد اقل با حضور غیر مترقبه ژاپن خواهد بود.در عوض، آسیاگرائی نیپون ، تحت اشکال وجود صندوق پولی آسیائی ، ترسیم میشودهمانند یک صلح وصفا ی توکیونسبت به پکن، در رابطه با رقابت با واشنگتن.

 

عواقب استراتژیک بحران،  تغییرات اساسی و بنیادی را   در تعادل جهانی الزام و ایجاب میکند.

 

لوتا کمونیستا مه

Internationaliste

112 juin 2009-06-05

Journal d’analyse marxiste

 

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 13:49  توسط اکافی  | 
 

به آگاهی  روشنفکران آباده ای  میرساند که :

انجمن فرهنگی و هنری  ایران و فرانسه  در برنامه فرهنگی خود بخشی از فعالیت خود را به کارهای علمی و ادبی و اجتماعی ناشی از آباده ای ها اختصاص میدهد.

از همگان خواهشمند است که همکاری های خود را به اقای دکتر سعید اسحاقی در انگلیس ارائه دهند تا در باره توزیع وشناساندن آنها اقدام لازم به عمل آید.

به امید موفقیت جوانان  برومند  و سالمندان فرهیخته شهر ما.

ارادتمند 

  روح الله عباسی

تلفن آقای دکتر  اسحاقی :  ۰۰۴۴۷۷۶۳۷۹۵۳۸۱

ایمیل آقای دکتر اسحاقی : saeed_eshaghi@yahoo.com

 

  نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:48  توسط اکافی  | 
دکتر ابراهیم یونسی بدون شک یکی از نوادر روزگار و از بزرگترین مترجمان و محققان ایران است که در مورد استاد دکتر روح الله عباسی چنین نقل می کند :

بنام خداوند جان و خرد

 

تنها دوري استاد از وطن است كه موجب شده اين بنده قلم به دست گيرم و سخني چند در پيرامون جايگاه علمي و شخصيات جناب آقاي دكتر روح الله عباسي بنگارم. جناب ايشان در واقع، نيازي به معرفي به هم ميهنان ندارند. وسعت دانش و دامنه و!!! اطلاعات ايشان در حد و پايه و نيرو و مايه اين نيست كه نيازي به اين باشد كه كسي چون اين بنده در صدد معرفي ايشان برآيد.... اما خوب، درد اين است كه اين خورشيد درخشان دانش و ادب دور از وطن است، و همين دوري است كه موجب شده كه چون اين بنده به خود جرأت دهد و قلم به دست گيرد تا كسي چون جناب ايشان را به هم ميهنان بشناساند.

اين بنده ديري است كه جناب دكتر را مي شناسم. خوب به ياد مي آورم نخستين باري را كه ما دو نفر با هم روبرو شديم. نوباوگاني بيش نبوديم، هر دو از شهرستان آمده بوديم به تهران، ايشان از آباده من از بانه. هر دو به دبيرستان نظام آمده بوديم. آن وقت تا آنجا كه ما اطلاع داشتيم تنها دو مؤسسه آموزشي شبانه روزي دركشور بود: يكي دبيرستان نظام و ديگري دانشسراي مقدماتي – ما آمده بوديم به دبيرستان نظام. سال 1322 بود، هر دو دو سال ترك تحصيل داشتيم. يادم هست همان شب اول ورودم را پيش از شام، غريب وار در حياط قدم مي زدم. آن وقت ها آن حياط در نداشت دبيرستان را تنها يك لامپ ضعيف روشن مي داشت. يادم هست همان شب اول ورودمان غريب وار درحياط مي گشتم، و به غربت و دوري و آينده تحصيلي و اين گونه مسائل مي انديشيدم.... كه يكي از درون تاريكي به سويم آمد. سلام كرد، نامم را پرسيد، و ديارم را. گفتم. او هم خودش را معرفي كرد، و گفت كه كيست و از كجاست.... و در دنبال سخن گفت (بي مقدمه): ابراهيم، بيا با هم دوست باشيم.... دوست شديم، هنوز هم دوست هستيم، دوست مانده ايم با تمام زير و بم ها و پيچ و خم ها و گاه، قهر و آشتي ها.....

آن روز (روز نخست ورودم به دبيرستان، كه گمان مي كنم چهارم يا پنجم مهرماه 1322 بود ) عباسي را در سر كلاس ديده و سنجيده بودم..... آه، اعجوبه اي بود اين بچه.....در همه عرصه ها مي درخشيد: رياضيات، طبيعيات، زبان فرانسه، زبان عربي – زبان فرانسه را فوت آب بود، بي اغراق همان وقت هم از يك ليسانسيه خارجه رفته چيزي كم نداشت..... و عجب اين كه تار هم مي زد! با اين همه جواني بود ساده، افتاده، آميزگار، و همراه با هر دانش آموزي كه از او مي خواست درسي را با او مرور كند. من به شخصه كمترين رگه رشك و حسدي در او نديدم، به هر كس نياز به ياري او داشت صميمانه مي رسيد.

گذشت باز..... افسر شديم، من به رضائيه رفتم، عباسي در تهران ماند و دنبال تحصيل را گرفت و در دانشكده فني ثبت نام كرد...... سال به سر نرسيده ارتش عده اي دانشجو براي تحصيل در رشته هاي مختلف به فرانسه فرستاد. عباسي كه عاشق فرانسه بود و زبان فرانسه را عاشقانه دوست مي داشت در امتحانات اعزام شركت كرد، و شاگرد اول شد..... و رفت كه بشود مهندس رادار – و شد. برگشت، منتقل شد به نيروي دريائي جنوب فرمانده واحد رادار ناو پلنگ: ناوبان يكم عباسي.

اين را هم بگويم عباسي در انتقاد، بطور كلي، مردي است بسيار صريح اللهجه، چندان كه اين صراحت گاه براي اطرافيان سخت دل آزار مي شود.  همين صراحت در گفتار بود كه در محيط بسته ارتش باعث شد مجدداً به نيروي زميني منتقل شود و به كيفر اين ناپرهيزي ها به كرمان منتقل گردد. كه تبعيدگاه ارتش بود..... همين تبعيد زمينه اي شد براي انديشيدن نيشتر و غور در مسائل اجتماعي كشور.

آن سال ها دوران شور و سرمستي بود..... با اين همه در اينجا هم اين بنده ضعيف دوست ديرينم، جناب استاد عباسي را، از ياد نبردم، و او را با خود به سازمان نظامي وابسته به حزب توده كشيدم..... سازمان لو رفت، و ما افسرها، عضو ، همه محكوم شديم، كم يا زياد. وراهي زندان شديم. استاد كه تازه كار بود و هنوز مسئوليت و مقامي در سازمان احراز نكرده بود سبك از معركه جست. يكي دو سالي ماند و سپس آزاد شد....

دوران كساد و بيكاري بود. اما با اين همه استاد، در عين تنگدستي، درنگ را جايز نديد و مجدداً در دانشگاه تهران ثبت نام كرد. شاگرد اول دانشكده ادبيات شد و بنا بر معمول بايد براي ادامه تحصيل و گذراندن دوره دكتري به اروپا مي رفت – اما سازمان امنيت و اطلاعات كشور مانع بود.

گذشت...... سال 41 بود، دانشگاه تهران طبق روال معمول جشن فارغ التحصيلي را برگزار مي كرد، و شاه به دانشگاه آمده بود تا به حائزين رتبه اول دانشكده ها مدال علمي اعطا كند....

تلويزيون مراسم را پخش مي كرد..... نشسته بودم، تلويزيون عباسي را نشان داد، در مقابل شاه، چيزهائي گفته شد، اما صدا پخش نمي شد. منتظر ماندم، مي دانستم كه حتماى خواهد آمد خانه ما و خواهد گفت كه چه گذشته است بين شاه و او. من تازه آزاد شده بودم.....سال 41 بود. آمد، و تعريف كرد كه باري شاه از او پرسيده كيست و چه كاره است. و او گفته بود كه افسر سازمان نظامي بوده، و بي كار است، حالا هم كه شاگرد اول شده سازمان امنيت مانع از رفتنش به اروپاست.

شاه دستور داد برود – و رفت. استاد تاكنون چندين ديپلم و ديپلم دكتري گرفته: تا آنجا كه من بدانم: ليسانس در ادبيات فرانسه، ليسانس در جامعه شناسي، دكترا در ادبيات فرانسه، دكترا در جامعه شناسي، دكتراي سيكل سوم دراقتصاد، دكتراي دولتي در علوم انساني، گويا يكي دو تاي ديگر هم هست كه من حاضر الذهن نيستم.

استاد عباسي سال ها در مدرسه عالي اقتصاد وابسته به سوربن دستيار زنده ياد پروفسور آندره پياتيه  بود، و هميشه خدا در حال پژوهش و تحقيق بود. حاصل اين پژوهش ها مجلدات عديده اي است كه به زبان هاي فارسي و فرانسه با عنوان « دايرة المعارف عباسي» منتشر شده است و مي شود. خاطراتي هم نوشته است. زبان نگارشش به دل مي نشيند، هر چند در اثر دوري از وطن اندكي غبار گرفته است، به هر حال خواننده با سهولت با گفتارش آشنا مي شود، و با گوينده ارتباط پيدا مي كند و از صداقتش در طرح مسائل و پاسخگوئي بدانها لذت مي برد، هر چند مي داند در وضع و موقعي نبوده است كه چون يك فرد مسئول اظهار نظر كند.اما به هر حال، همين هاست كه نهايتاً زمينه كلي سنجش را فراهم مي كنند و خواننده را با واقعيات آشنا مي سازند.

ابراهيم يونسي

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:21  توسط اکافی  | 
دکتر روح الله عباسی ، پژوهشگر ، مترجم و نویسنده ایرانی است .

 

دکتر روح الله عباسی 

 

روح الله عباسی ، در سال 1302 (ه.ش) در آباده متولد شد . پس از اتمام تحصیلات ابتدایی ، در سال 1322 تحصیلات متوسطه را در دبیرستان نظام آغاز کرده و همزمان با آن در مکتب شیخ علی اکبر ندافیان مشهور به شریف الواعظین ، در آباده به یادگیری علوم اسلامی پرداخت . در ادامه تحصیل در دانشکده فنی بعنوان دانشجوی ارتش با کسب رتبه اول در امتحانات ، برای تحصیل در رشته مهندسی رادار به فرانسه اعزام و پس از بازگشت ، در نیروی دریائی جنوب با سمت فرمانده واحد رادار (ناو پلنگ) مشغول خدمت شد .

اندکی بعد به سبب انتقاد و درگیری با فرماندهان به نیروی زمینی منتقل و به کرمان تبعید گردید . ولی همین تبعید زمینه ای برای تفحص و تأمل بیشتر در مسائل اجتماعی کشور شد و در ادامه به شبکه نظامی حزب توده ایران پیوست . با لو رفتن سازمان مدتی را در زندان به سر برد .

پس از آزادی از زندان با توفیق در امتحانات ، مجدداً وارد دانشگاه (تهران) شد . و موفق به کسب رتبه اول دانشکده ادبیات گردید ولی به دلیل سابقه اش ساواک مانع از ادامه تحصیل و گذراندن دورۀ دکتریش در اروپا شد ، اما با شایستگی که از خود نشان داده بود و دستور شاه موفق شد برای ادامه تحصیل راهی اروپا شود . او ، شاگرد هانری لوفور فیلسوف مارکسیست فرانسوی بوده و پس از اتمام تحصیلات در رشته های دكترا در ادبيات فرانسه ، دكترا در جامعه شناسي ، دكتراي سيكل سوم در اقتصاد و دكتراي دولتي در علوم انساني ، سالها در دانشگاههای فرانسه بعنوان استاد مشغول به تدریس بوده است .

ایشان همچنین شاگرد استاد جعفری در فلسفه و علوم عربی و امام سید مهدی روحانی در پاریس بوده و موفق به کسب گواهی در قرآن شناسی و علوم اسلامی از طرف ایشان و استاد استخری شده است .

دکتر عباسی ، به خوبی با شعر و موسیقی سنتی ایران آشنائی دارد و علاوه بر فارسی بر سه زبان زنده دنیا یعنی ، انگلیسی ، فرانسوی و عربی تسلط دارد .



آثار:



ترجمه :


  • حركت كمونيستي در ايران - سپهر ذبيح
  • ناسيوناليسم در ايران - قطام- مارسل بل
  • تاريخ رياضيات
  • تئوري پيدايش زمين و منظومه شمسي - اتواشميت
  • تمدن فرانسه - ژرژ دوهامل
  • زندگي در فراخناي جهان - اووندن
  • ساختمان خورشيد - ماسوويچ
  • غارت جهان سوم ( با همكاري ) - پير ژاله
  • اقتصاد جهان در قرن بيستم - وارگا
  • جهاني كه من مي شناسم - برتراند راسل
  • چرا مسيحي نيستم - برتراند راسل
  • در آستانه قرآن ( با همكاري راميار ) - رژي بلاشر
  • قرآن جلوه اي از رحمان - رژي بلاشر
  • طبق المناطق ( غياث الدين كاشي ) -كندي
  • ماركسيسم - هانري لوفور
  • تمركز اقتصادي در امريكا ( با همكاري ) - ماندل
  • جامعه شناسی مارکس - هانري لوفور


تألیف (تحقیقات و پژوهش های اجتماعی با همکاری انجمن هنری وفرهنگی ایران و فرانسه) :


  • مقدمه اي برجامعه شناسي شهري تهران
  • خاطرات یک افسر توده ای
  • پايان شب (تجزيه و تحليلي از فساد زندگي اجتماعي درايران و فرانسه)
  • تحول اقتصاد ي و اجتمامي ايران ( 1918 تا 1940 )
  • آدم تو شهر خودش گنده نميشه
  • تجزيه و تحليل منطقي
  • جنبش کمونيستي درايران
  • هويت محصوريا محصورهويت
  • بانک و امورمالي درايران
  • ايران و خليج فارس
  • منابع آبي ايران
  • توليد و مصرف انرژي برقي درايران
  • اقتصاد ايران درادبيات فرانسه درقرن هفدهم ميلادي
  • تحول تورم درايران
  • محصور
  • سيماي ايران درادبيات فرانسه
  • مشکلات غذائي در کشورهاي خليج فارس
  • ره آورد محققان کشور هاي اسلامي براي غني ساختن کتابخانه فرانسه
  • مقدمه اي بر زبان انفورماتيک
  • مقام کشاورزي دراقتصاد ايران
  • تحصيلات عاليه در ايران
  • تحصيلات فني و حرفه اي در ايران
  • طوفانهاي خليج فارسي
  • مناسبات و روابط خارجي ايران
  • نفت و کشورهاي صادر کننده نفت
  • مواد مخدره درايران
  • مناسبات و روابط خارجي ايران
  • اقتصاد اسلحه درايران
  • تحقيق درباره اشتغال در ايران
  • توسعه اقتصادي ايران
  • تحول جمعيت ايران
  • تحول جمعيت فعال ايران
  • مناسبات جمعي درايران
  • منابع نيرو درايران
  • فرهنگ استعاري و استعمار فرهنگي
  • مناسبا ت اقتصادي ايران و امريکا
  • متد آموزش فرانسه ( 2 جلد)
  • 2500 مسئله مثلثات (با همكاري)
  • متد آموزش جبر

---------------------------------------------------------------------------------------------------

  • الفباي اینترنتي آکافي  به صورت گروهی به رهبری دکتر عباسی و معاونت دکتر سعید اسحاقی که در سال ۲۰۰۴ در پاریس چاپ شده است .
  نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 4:15  توسط اکافی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM